صفحه مناسب براي چاپگر


فرهنگ ( )


دبیر سرويس بين‌الملل روزنامه اعتماد ملي : در ايران مطبوعات و خبرنگار جدي گرفته نمي‌شود


گفت و گو با کریم جعفری روزنامه نگار بوشهری و دبیر سرويس بين‌الملل روزنامه اعتماد ملي

 

 

در ايران مطبوعات و خبرنگار جدي گرفته نمي‌شود

 

مریم خویینی

 

جناب جعفری برای خوانندگان ما از خودتان بگویید.

 

 كريم جعفري هستم. در سال 1358 در روستاي خليفه از توابع بخش شبانكاره در شهرستان دشتستان به دنيا آمدم و تحصيلاتم را تا دوره دبيرستان در منطقه به پايان بردم. در سال 1377 در رشته تاريخ دانشگاه شيراز پذيرفته شده و در سال 1381 دوره كارشناسي ارشد خود را در دانشگاه شهيد بهشتي در رشته تاريخ گرايش جهان، شروع كردم و در سال 1384 به پايان بردم. در حال حاضر هم دانشجوي دوره دكتري تاريخ ايران هستم. در مورد شغلم بايد بگويم: به عنوان خبرنگار مرا مي‌شناسند. از سال 1381 وارد عرصه نوشتن شدم و در حال حاضر به عنوان دبير سرويس بين‌الملل روزنامه اعتماد ملي كار مي‌كنم و حوزه كاريم هم خاورميانه است. به قول دوستاتن استاد بار گذاشتن كله‌ پاچه اعراب و اسراييل هستم و در اين حوزه تاكنون صدها مقاله در نشريات گوناگون نوشته‌ام. البته از رشته تحصيلي و علمي‌ام غافل نبوده‌ام و روزگاري هم صفحه تاريخ روزنامه‌هاي حيات نو و اعتمادملي را در مي‌آوردم. به بوشهري بودن خودم افتخار مي‌كنم و اينكه توانسته‌ام از روستاي خليفه تحصيل خود را شروع كرده و امروز به عنوان يك بوشهري شناخته مي‌شوم. عوامل موفقتيم هم همان‌هايي است كه ديگر بوشهري‌ها با آن دست و پنجه نرم كرده‌اند، «محروميت» شايد واژه مناسبي براي اين امر نباشد اما همين محروميت باعث شد تا به دنبال امكانات راه بيفتيم و وقتي آن را ديديم از آن بي‌نهايت استفاده كنيم. فكر كنم بيشتر از اين چيزي ندارم....

 

به عنوان اولين سوال نظرتان در مورد فضاي رسانه‌اي حاكم بر كشور چيست؟

 

در خصوص فضاي رسانه‌اي داخل بايد عرض كنم كشور ايران به عنوان يك كشوري كه 30 سال از انقلابش مي‌گذرد داراي چهارچوب خاص خبري، اطلاعاتي، اطلاع رساني و نظر در مورد خبر است. كه در ايران به صورت كاملا خاصي تعريف و تبيين شده است.

 

به اين معني كه در هر كشور يكي از مهم‌ترين وسايل اطلاع رساني معمولا ً‌راديو و تلويزيون است، مي‌توان گفت راديو و تلويزيون عمده‌ترين بار را در پخش خبر،‌گزارش، تحليل و اطلاع رساني بر عهده دارند. متأسفانه در كشور ما راديو و تلويزيون به صورت تك صدايي عمل مي‌كنند و رقيب ندارند، كاملاً فضاي خاص خبري را به خودشان اختصاص دادند و از آنجايي كه مردم كشور ما تلويزيون را به عنوان مهمترين ابزار سرگرمي خود در نظر گرفته‌اند، تمام اخبار منتشر شده از رسانه راديو و تلويزيون را گرفته و آن را به عنوان حكم نهايي مورد پذيرش قرار مي‌دهند. در اين ميان راديو و تلويزيون نه تنها نمي‌توانند در بسياري از حوزه‌ها وارد شوند، بلكه به دليل سياست حاكم بر اين رسانه، بسياري از خبرها و گزارش‌ها در حوزه خبر، منتشر نمي‌شود و ما به جهت پوشش دادن اين كمبود ناچار هستيم كه به سمت رسانه‌ي نوشتاري پيش برويم.

 

شما دليل اين امر را در چه مي‌بينيد؟

 

نوع نگاه به خبر و نحوه‌ي اطلاع رساني كه رسانه ملي دارد باعث شده است كه متاسفانه برخي از مردم كشور ما در اين برهه‌ي زماني خاص متمايل به مراكز اطلاع رساني خارج از كشور شوند و اين رسانه‌ها با سوء استفاده از اين امر به شدت منويات خود را به ذهن مردم كشور تلقين كرده و اين را به خوبي مي‌توان در خلال حرف‌هاي روزمره مردم ديد. شايد متوجه باشيم كه خيلي از افراد امروزه به راديو بي بي سي كه البته قدمتي 60 ساله دارد توجه مي‌كنند و به راديو فردا كه توسط سازمان جاسوسي آمريكا اداره مي‌شود و يا ساير راديوهاي بيگانه و تلويزيون آمريكا كه برنامه خبري و تحليلي خودشان را ارائه مي‌دهند توجه مي‌كنند.

 

شما مي‌گوييد ما در حوزه خبر و اطلاع رساني ضعيف هستيم، دلايل اين امر را در چه مي‌بينيد؟

 

دليل اين امر در نارسايي خبر و گزارش و عدم توجه خبرنگار، دبيران خبر،‌ سردبيران، و كارگزاران خبر در ايران است. بايد اين نكته را هم  خبرنگاران ما آن چنان كه بايد جرأت و جسارت ندارند كه بخواهند خبر، گزارش، تحليل يا يادداشت بنويسند و در هر حوزه كاملاً با احتياط وارد مي‌شوند و آنقدر احتياط مي‌كنند كه باعث مي‌شود در نقل خبر نيز محتاط عمل كنند و نتوانند به آن صورتي كه خبر اتفاق افتاده است، خبر را نقل كنند.

 

 يك مثال براي شما مي‌زنم؛ شبكه الجزيره خيلي خوب عمل مي‌كند و توانسته خود را به عنوان يك رسانه فراگير در ميان افكار عمومي عرب و رسانه‌هاي بين المللي مطرح كند، تلويزيون خودمان – منظورم شبكه‌هاي چندگانه صدا و سيما است-  بارها به نقل از شبكه خبري الجزيره خبر نقل كرده‌اند. شبكه الجزيره قطر اينقدر سر و صدا كرده است كه آمريكايي‌ها مي‌آيند برايش رقيب درست مي‌كنند اما راه به جايي نمي‌برند، در حال حاضر مجموعه الجزيره چيزي حدود 10 كانال تلويزيوني از جمله الجزيره اسپورت،‌الجزيره انگليسي،‌الجزيره عربي، ‌الجزيره مباشر، الجزيره مستند و ... را راه‌ انداخته است. فكر مي‌كنيد شبكه‌اي با اين حجم خبر و برنامه  با چند نفر اداره مي‌شود؟ كل نيروهايي كه در شبكه الجزيره فعاليت مي‌كنند به گفته وضاح خنفر رئيس آن، چيزي حدود 2500  نفر هستند! اما صدا و سيماي ما با هزاران نفر نيرو و ميلياردها تومان بودجه راهي راه پيش مي‌رود كه به ناكجاآباد ختم مي‌شود و ناقص عمل مي‌كند. زماني كه خبرنگار الجزيره به دل آتش مي‌زند وسط ماجرا مي‌رود و از آنجا خبر نقل مي‌كند خبرنگار ما در حوزه بين الملل پشت ميزش نشسته و مي‌خواهد خبر نقل كند مي‌نويسد به گزارش خبرگزاري فرانسه، به گزارش خبرگزاري رويترز و ... اما هيچ گزارشي از خبرگزاري جمهوري اسلامي نداريم. اين باعث مي‌شود ديد ايراني‌ها نسبت به خبر كور شود.

 

در مورد خبرنگار چه نظري داريد؟

 

در خصوص خبرنگار‌ها هم بايد بگويم زماني كه مي‌گويي خبرنگار هستي سريع از شما مي‌پرسند در كدام شبكه فعاليت مي‌كنيد. مثل اينكه خبرنگار فقط خبرنگار صدا و سيما هست و تنها مختص به رسانه‌ي ديداري و شنيداري است؛ نمي‌دانند روزگاري كه خبرنگارها آمدند خبرنگار رسانه‌ي نوشتاري بودند؛ قبل از اينكه راديو و تلويزيون وارد عرصه خبر شوند روزنامه‌ها به وجود آمدند و هنگامي كه روزنامه به وجود آمد خبرنويس هم آمد وقتي خبرنويس آمد به دنبال آن تحليل، ترجمه و گزارش نويس هم به وجود آمد. متأسفانه هيچ كس از خبرنگار به عنوان خبرنگار مطبوعات ياد نمي‌كند. مطبوعات يكي از اركان اساسي مهم جامعه است، «ركن چهارم دموكراسي» است ولي در ايران مطبوعات نمي‌توانند به دليل كمبود اطلاعات به دليل  نداشتن حقوق كافي به موفقيت‌هاي بيشتر و بهتر برسند و عملا در حوزه‌هاي مختلف گنگ و كور عمل مي‌كنند.

 

در مورد حوزه‌اي كه خودتان كار مي‌كنيد چه نظري داريد، خبرنگاران اين حوزه چگونه عمل مي‌كنند؟

 

بگذاريد با صراحت و خيلي شفاف به شما بگويم كه من نوعي كريم جعفري كه امروز خبر مي نويسم اگر مطبوعات عرب را از من بگيرند نمي‌توانم راجع به خاورميانه چيزي بنويسم. اين فضاي رسانه‌اي كه در كشور ما وجود دارد به سمت خبرنگار پروري نيست و به نوعي رفع تكليف است. بيشتر بچه‌هايي كه در حوزه بين الملل كار مي‌كنند مترجم هستند و هيچ ديدي نسبت به خبر ندارند و بر اين باور هستند كه در اين حوزه بايد بي طرف عمل كنند. خبرنگار بايد بي طرف عمل كند ولي زماني كه مسائل ملي كشور مطرح مي‌شود بايد موضع گيري كند چرا كه منِ خبرنگار قبل از اينكه خبرنگار باشم يك ايراني هستم يك مسلمان و بعد خبرنگار بنابراين وظيفه ندارم جوري بنويسم كه به مملكت هم ضربه بزنم.

 

شما به عنوان يك خبرنگار وظيفه داريد حقيقت را بازگو كنيد اما زماني كه منافع ملي مطرح مي‌شود بايد منفعت گرا باشيد و در نقل خبر يا در گزارش كاملاً‌ هوشمندانه عمل كنيد.

 

البته بچه‌هاي ما خيلي با استعداد هستند نسبت به سنشان در وضعيت خيلي بهتر و بالاتري قرار دارند سردبير سرويس بين‌الملل روزنامه اكونوميست را كه ديدم يك مرد 55 ساله بود، يا مسئول بخش خاورميانه فيگارو 44 ساله بود؛ وقتي اين دو را  با خودم مقايسه مي‌كنم مي‌بينم كه به دليل كمبود نيرو و كمبود تجربه و رفتن افراد از مطبوعات - به دليل فقر و ضعف‌هايي كه خبرنگارها مي‌كشند و به دليل عدم تأمين چه تأمين شغلي و چه تأمين مادي متأسفانه از حوزه خبر كنار مي‌كشند - افرادي كه صرفاً دغدغه‌ي مالي دارند وارد كار مي‌شوند كه لطمه‌هاي فراواني به مطبوعات وارد مي‌كنند.

 

وضعيت ايران در جوامع بين الملل چطور ارزيابي مي‌كنيد؟

 

ايران شايد به همراه كشور آمريكا و فرانسه تنها كشورهايي باشند كه اگر از چهار طرف محاصره شوند، در صورت مديريت صحيح مي‌تواند خودش را اداره كند. كشور ايران از منابع انرژي،  ذخاير آبي، وفور و غناي خاك، منابع جنگلي،‌ منابع روزميني و زيرزميني بهره‌مند است و از گستردگي سرزميني و مرزهاي پهناور و استعداد فراوان و آب و هواي چهار فصل هم برخوردار است و همه‌ي اينها باعث مي‌شود كه ايران اگر بخواهد بتواند يك قدرت تأثير گذار در منطقه باشد. ايران مي‌تواند با استفاده از ظرفيت‌هاي سياسي،‌ اقتصادي، ديپلماتيك و فرهنگي - كه از آن برخوردار است - و خارج از زد و بندهاي موجود كه بعضي از كشورها مطرح مي‌كنند؛ راه خودش را در منطقه باز كند. اما متأسفانه ما در حال حاضر نتوانستيم از ظرفيت‌هاي خيلي خوبي كه داريم استفاده كنيم؛ سال‌هاست كه در منطقه،‌در كشورهاي مختلف، در ميان احزاب، گروه‌ها، جامعه اسلامي ، سرمايه گذاري كرده‌ايم ولي نمي‌توانيم از اين امكانات استفاده كنيم تا جايي كه شوراي همكاري خليج فارس و اتحاديه‌ي عرب و حتي برخي از كشورهاي كوچك عربي حوزه خليج فارس براي ما خط و نشان مي‌كشند و متأسفانه روابط خارجي ما را تحت تأثير خودشان قرار داده‌اند و ايجاد چالش‌هاي عجيب و غريب كرده‌اند.

 

 

به نظر شما نتيجه‌ي انتخابات رياست جمهوري آمريكا چه تأثيري بر فضاي سياسي كشور ما مي گذارد؟

 

اين موضوع تحليل بردار نيست اما اگر بر اساس حرف‌هاي خودشان برداشت كنيم دوران «مك‌ كين» همانند دوران رياست جمهوري «بوش» خواهد بود. اما اگر «اوباما» بيايد فكر نكنيم كه بهشت مي‌شود و روابط ايران و آمريكا گسترش خواهد يافت؛ تجربه نشان داده جمهوريخواهان به مراتب بهتر از دموكرات‌ها عمل مي‌كنند. دموكرات‌ها آدم‌هاي عاقلي هستند، آدم‌هاي بافكر، آدم‌هايي كه مهره‌چين شطرنج بازي خوبي هستند و خيلي راحت و حساب شده و با كمترين هزينه مهره‌ها را به حركت در مي‌آورند، در حالي كه جمهوري خواهان را آدم‌هاي احمقي مي‌دانند كه مخفيانه به صفحه شطرنج هجوم مي‌آورند و خيلي زود كيش و مات مي‌شوند، مثل اتفاقي كه در افغانستان و عراق رخ داد.

 

 در بحث روابط خارجي تا زماني كه دموكرات‌ها بودند ما بيشترين فشار اقتصادي را تحمل كرديم، با وجود اين كه آمريكا‌ ما را تحريم كرد اما در زمان جمهوري خواهان ما خيلي راحت به تجارت خود پرداختيم و از زير باز تحريم بين المللي بيرون آمديم در حالي كه تحريم شركت نفت ما در دوره‌ي دموكرات‌ها خيلي به ما فشار آورد و ما را آزار داد در حال حاضر با وجود اين كه جمهوريخواهان بر سر قدرت هستند دو تا از دشمنان اساسي ما صدام در عراق و طالبان در افغانستان را از بين بردند و به همين سبب ما منافقين را از عراق بيرون رانديم و قدرت منطقه خودمان را از قبل اقدامات جمهوريخواهان آمريكا گسترش داديم.

 

بنابراين احساس مي‌كنم تفاوت زيادي بين آمدن اوباما و مك كين نيست. اميدوارم اگر مك كين بيايد بتوانيم مذاكرات را با آمريكا ادامه بدهيم اما با يكي مثل اوباما فكر نمي‌كنم بتوانيم كنار بياييم.