تحلیل روزنامه جمهوری اسلامی از سخنان عباس پالیزدار
نواندیش: روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی با اشاره به سخنان عباس پالیزدار در همدان نوشت: سكوت بزرگان روحاني در برابر حملات ناجوانمردانه قلم ها و زبان هاي مسمومي كه حتي بسياري از آنها خود را پشت سر روحانيون صاحب نام پنهان كرده بودند فضاي مسمومي عليه خدمتگزارترين و انقلابي ترين چهره هاي روحاني پديد آورد و راه را براي ورود عناصر مورد نظر آن جريان مرموز به صحنه هموار ساخت.
متن کامل این یادداشت بشرح زیر است:
انتشار متن سخنان فردي كه در دانشگاه همدان عليه جمعي از مسئولان نظام جمهوري اسلامي مطالبي را مطرح كرد همچنان يكي از مباحث روز است . در اين زمينه نكات قابل تامل زيادي وجود دارد كه توجه به آنها براي تصميم سازان و تصميم گيرندگان در بدنه لازم است .
1 ـ تكيه ويژه اين شخص روي چهره هاي روحاني آنهم روحانيوني كه يك عمر مبارزه و خدمت به كشور و مردم را در پرونده خود دارند قطعا با برنامه ريزي و حساب شده صورت گرفته است . به نظر مي رسد برنامه ريزان پشت پرده اكنون زمان را براي وارد كردن ضربات كاري به روحانيت انقلابي مناسب مي بينند.
از سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب اسلامي براي صاحبان تحليل و ناظران دقيق كاملا مشخص بود كه عده اي با نزديك ساختن خود به شخصيت هاي روحاني در سطوح بالاي نظام درصدد كسب موقعيت براي محكم كردن جاي پاي خود و در نهايت خارج ساختن روحانيت از صحنه هستند. اين نقشه با دقت و صبر و حوصله به تدريج به اجرا درآمد و « ترور شخصيت » از طريق پراكندن شايعات و تبليغات مسموم عليه چهره هاي شاخص روحاني خط اصلي و محوري عاملان و مجريان اين برنامه بود. عناصر افراطي و كم حوصله اين جريان در مقاطع خاصي به ترور شخص هم متوسل شدند ولي از آنجا كه اين اقدام همواره به زيان آنان تمام شد عناصر حساب گر و با حوصله اين جريان به اين نتيجه رسيدند كه كار را بايد با استمرار « ترور شخصيت » ادامه دهند و وقت بيشتري نيز براي رسيدن به نتيجه مطلوب در نظر بگيرند.
2 ـ غفلت بسياري از روحانيون صاحب نام و صاحب نفوذ در برابر اين جريان مرموز راه را براي پيشبرد هدف خطرناك عناصر پشت پرده هموار كرد و آنان توانستند تقريبا بدون برخورد با مانع قابل توجهي اين هدف را دنبال كنند. صاحب اين قلم در سالهاي گذشته در ديدار با بعضي مراجع معظم تقليد در قم به آن بزرگان عرض كردم سكوت شما را در برابر تخريب چهره بزرگان روحاني نظام سرانجامي جز جسورتر شدن افراد تخريب گر نخواهد داشت و آنها چه بسا به خود اجازه بدهند به حريم مرجعيت نيز تجاوز كنند زيرا قلم ها و زبان هاي مسموم و گستاخ اين افراد هيچ حريمي براي هيچكس قائل نيست و ريشه كن ساختن روحانيت هدف اصلي آنهاست .
همين مطلب را به بزرگان روحاني دست اندركار در نظام جمهوري اسلامي نيز گفتم و بارها هشدار دادم كه اين جريان اگر فعلا احترامي براي بعضي از شماها قائل است از روي نقشه و برنامه حساب شده است و اينطور نيست كه با شما مشكلي نداشته باشد و يا تصورش اين باشد كه آن افراد دچار خطا و لغزش هستند و با هدف مبارزه با مفاسد است كه آنان را آماج حملات خود قرار ميدهد. شما بايد هوشياري خود را حفظ كنيد و در برابر اين جريان مرموز اما بظاهر دلسوز موضعگيري نمائيد و مطمئن باشيد كه اگر با روحيه عافيت طلبي به سكوت و صبر و انتظار پناه ببريد روزي نوبت به خود شما خواهد رسيد.
متاسفانه اين هشدارهاي مشفقانه اثري نگذاشت و سكوت بزرگان روحاني در برابر حملات ناجوانمردانه قلم ها و زبان هاي مسمومي كه حتي بسياري از آنها خود را پشت سر روحانيون صاحب نام پنهان كرده بودند فضاي مسمومي عليه خدمتگزارترين و انقلابي ترين چهره هاي روحاني پديد آورد و راه را براي ورود عناصر مورد نظر آن جريان مرموز به صحنه هموار ساخت . اكنون نيز چنين قلم ها و زبان هائي با منتسب كردن خود به بزرگان روحاني و مراكز قدرت در جمهوري اسلامي بشدت مشغول سمپاشي عليه برجسته ترين چهره هاي انقلابي روحانيت هستند و البته براي آنكه خود را دلسوز اسلام و نظام جمهوري اسلامي و حتي مروج خط امام جلوه دهند قيافه اي حق به جانب و متدين كه در هاله اي از تقدس فرو رفته است نيز براي خود ترسيم مي كنند.
3 ـ طبيعي ترين راه مبارزه با مذهب يا متوليان امور مذهبي وارد ساختن عناصر مذهبي به صحنه و قرار دادن قلم ها و چهره هاي بظاهر مذهبي و دلسوز براي دين در برابر چهره هاي مذهبي واقعي است . در مشروطيت نيز كساني كه ميخواستند روحانيت را از رهبري آن نهضت كنار بزنند و ايران را دوباره به دامن استبداد و استعمار برگردانند به همين شيوه متوسل شدند. آنها آيت الله شيخ فضل الله نوري را با توسل به يك روحاني كه آلت دستشان شده بود محاكمه كردند و پاي چوبه دار شيخ شهيد نيز يك مشت افراد مذهبي با كلاه هاي نخي و محاسن حنا بسته و تسبيح هاي صد دانه جمع كردند تا به دار آويختن شيخ را كه در واقع به دار آويختن مشروطيت بود جشن بگيرند و به همديگر تبريك بگويند.
سكوت بعضي از علماي دوران مشروطه در برابر ظلمي كه به همنوعان آنها همانند شيخ شهيد شد راه را براي از ميان برداشته شدن خود آنها و سرانجام به مسلخ رفتن نهضت مشروطه فراهم ساخت . ما امروز تجربه مشروطيت را پيش روي خود داريم و عجبا كه از اين پديده عبرت آموز پند نمي گيريم ! انقلابي ترين چهره هاي روحاني ما را با استفاده از قلم ها و زبانهاي مسمومي كه در ميان خود ما لانه كرده اند از ما مي گيرند و ما شاهد ساكت اين فاجعه هستيم ! چه درست و دقيق فرمود مولاي متقيان كه : ما اكثرالعبرو اقل الاعتبار!
4 ـ سخنران دانشگاه همدان اگر مفسد اقتصادي بود و طبق اخبار منتشره از مدت ها قبل پرونده داشت چرا اين پرونده زودتر به جريان گذاشته نشد چرا به اين شخص اجازه داده شد در حساسترين مراكز نظام مشغول فعاليت باشد چرا حالا كه او ضربه خود را زده است از پرونده فسادهاي او سخن به ميان مي آيد . آيا انديشيدن به همين چند سئوال نمي تواند ما را به اين واقعيت برساند كه آن جريان مرموز در متن و بدنه نظام لانه كرده و با استفاده از امكانات نظام درحال ضربه زدن به اركان نظام است آيا قرار است باز هم صبر كنيم تا قلم ها و زبان هائي كه با ظاهري مقدس مآب و دلسوز و منتسب به دين و انقلاب و نظام و با جانماز آب كشيدن هائي شبيه خوارج هرچه ميخواهند به انقلابي ترين چهره هاي روحاني ضربه بزنند و كار را يكسره كنند آنگاه از اين خواب غفلت بيدار شويم اقدام سخنران دانشگاه همدان و انتشار اظهارات او در شرايطي كه مردم از گراني به تنگ آمده اند هرچند ممكن است با هدف فرافكني و مشغول ساختن اذهان به چيز ديگر صورت گرفته باشد ولي هدف اصلي همانست كه آن جريان مرموز دنبال مي كند.
5 ـ بزرگان روحاني ما نيز بايد هوشيار باشند . عناصر پيراموني شما درعين حال كه ممكن است افراد مورد اعتمادي باشند لكن نميتوان مطمئن بود كه همه كارهاي آنها قابل قبول و براساس عقل و منطق است . حتي اگر در كارهاي خير دستي دارند چه بسا اعمال غيرقابل قبولي از آنها سر بزند كه انتساب آنها به شما جز لطمه وارد ساختن به روحانيت حاصلي ندارد. هوشياري شما درست در همينجاست كه طمعكاران را ناكام و آن جريان مرموز را نااميد ميسازد.