چهارشنبه 19 اسفند 1388 - 16:0


عطارزاده برگ برنده انتخابات است




عطارزاده برگ برنده انتخابات است

 

گفت و گو با حميد مؤذني، روزنامه نگار

 

گفت و گو: اسماعيل جعفري

 

× از كانديداتوري شما براي مجلس هشتم چه خبر؟

 

شايعه‌اي بود كه تكذيب كردم اما هنوز اين شايعه استمرار دارد مثل همين پرسش شما.

 

 من يك فعال مدني‌ام. يك روزنامه‌نگارم. كارم و مسئوليتم نقد قدرت است، اگر تصميم به كانديداتوري براي كسب قدرت بگيرم كاركرد مدني‌ام را با عمل سياسي تعويض كرده‌ام! و من هيچگاه چنين قصدي نداشته و ندارم.

 

× مگر كار سياسي عيب و ايرادي دارد؟

 

عيب و ايرادي ندارد و بسيار هم خوب است اما اگر نتوانيم بين فعاليت مدني و فعاليت سياسي تفكيك قائل شويم و فعال مدني به كار سياسي بپردازد و فعال سياسي كار مدني انجام دهد همين وضعيت  منفي و بحراني حاضر در عرصه سياسي و اجتماعي حاصل مي‌شود. نگاه كنيد اخلاق معطوف به هر دوي اين فعاليت‌ها ويژگي‌ خاص خود را دارد  و پارادايم‌هاي  هر دوي اين كنش­ها نيز همانند يكديگر نيست و با هم تفاوت دارند.

 

عرصه سياست عرصه بده بستان،‌ معامله، مصلحت سنجي و كسب قدرت است اما عرصه مدنيت عرصه تلاش غير انتفاعي، حقيقت جويي، ‌اعتراض، نقد و نظارت بر قدرت است.

 

نگاه كنيد براي مثال، الان بعضي از مدير مسئولان و يا برخي سردبيران نشريات بوشهر  رويكرد و منشي سياسي دارند و تمام هم و غمشان تأثير بر قدرت براي جابجايي، حمايت و يا نقد اهالي قدرت و در اصل معطوف به توجه اهل قدرت به خود است. اين روزنامه نگاران به جاي روزنامه نگاري و كار مدني به سياسي بازي مي‌پردازند و ضمن التذاذ از توجه و تسليم اهل قدرت به نظرات آنها از رانت آن نيز بهره شخصي برده و تلاش مي‌كنند روزنامه نگاران و خبرنگاران همكار را نيز از رانت حداقلي آن بهره‌مند نمايند و به همين دليل موضع انتقادي و تيغ نقد روزنامه نگاري كند مي‌شود. در واقع اگر اين افراد بجاي كار روزنامه نگاري وارد عرصه قدرت شوند هوش، ابتكار و سياست ورزي آنها مي‌تواند مثمرثمرتر باشد و به توسعه فرهنگ تحزب بيانجامد اما كاركرد سياسي آنها در روزنامه نگاري به تضعيف اين حرفه و آلودگي آن مي‌انجامد و هر دو فعاليت يعني كار سياسي و كار مدني لطمه مي‌بيند.

 

× با اين وضعيتي كه نام برديد نگاه شما به كاركرد مطبوعات بوشهر چگونه است؟

 

در واقع مطبوعات بوشهر تاكنو ن تأثيرات مثبتي را در توسعه سياسي و توسعه استان برداشته‌اند و نقش مثبت و تأثيرگذار آنها را نمي‌توان كتمان نمود اما واقعيت اين است كه با روي كار  آمدن دولت محمود احمدي‌نژاد و بسته شدن فضاي كار فرهنگي و اطلاع رساني مطبوعات بوشهر نيز براي انطباق با واقعيت تصوري خود و وضعيت جديد، سريعاً در مواضع خود تعديل ايجاد كردند. يادم مي آيد اين تفكر يعني  تغيير موضع دادن و ماندن بهتر از انتقادي نوشتن و تعطيلي است كه در زمان تعطيلي مطبوعات سراسري به يك موج تبديل شده بود در بوشهر به شدت مورد استقبال قرار گرفت و حتا در يك برنامه مجموعه سخنراني كه به صورت هفتگي طراحي كرده بوديم و خبر آن نيز در روزنامه  شرق منتشر شد مدير مسئول يكي از نشريات عنوان سخنراني خود را همين موضوع گذاشته بود اما متأسفانه اين سخنراني­ها در ابتداي راه منع گرديد و اين سخنراني هم صورت نپذيرفت. واقعيت اين است كه مطبوعات اصلاح طلب كه در نبود احزاب مستقل و آزاد در بوشهر وجهه خوبي كسب نموده‌اند و وزن سياسي و اجتماع قابل توجهي كسب كرده‌اند بخاطر اينكه خود را حفظ نمايند بيش از حد لازم محافظه كار شده‌اند تا آنجا كه با عدم پرداخت به مسائل سياسي و اجتماعي تلاش كرده و مي‌كنند توسعه استان را از حد اندازه بزرگتر و ارزشمندتر جلوه دهند تا وجه كاريز ماتيك اجتماعي خود را حفظ نمايند. همچنين آنها در تلاش براي تأثيرگذاري بر قدرت نه با موضع نقد بلكه با موضع توجه اهالي قدرت به كارفرماي نشريه تلاش كردند از شكاف «عطارزاده/  افراشته» بهره برده و با نقد مدام عطارزاده خود را اصلاح طلب نمايش دهند و به صورت غيرمستقيم از دولت نهم و  نماينده آن در استان حمايت كنند. برگزاري همايش نخبگان استان در سوم تيرماه به مناسبت بزرگداشت رويداد اين روز و روي كار آمدن دولت احمدي نژاد توسط استانداري و برخي روزنامه نگاران  و سياستمداران اصلاح طلب شكل گرفت.

 

× ‌خانه مطبوعات را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

 

خانه مطبوعات در ايجاد سازماندهي و آموزش بسيار موفق بوده است. برگزاري انواع كلاس­هاي تئوريك،  و اردوهاي تفريحي،‌ توريستي و فرهنگي و جلسات مطبوعاتي و صدور برخي بيانيه‌‌ها از نقاط قوت خانه مطبوعات است اما خانه مطبوعات نيز نتوانسته در آموزش­هاي خود به اصول اساسي اخلاق روزنامه نگاري توجه كند و ترويج  فرهنگ كادو نيز از نقاط ضعف اين خانه است كه لازم است نسبت به تصحيح آن اقدام نمايند.

 

× خانه مطبوعات بايد چكار كند؟

 

خانه مطبوعات بايد كمك­هاي مالي و كادوها را به صورت مالي دريافت كند و خود به روزنامه نگاران تحويل دهد تا روزنامه نگاران و خبرنگاران به صورت مستقيم چيزي را از اهالي قدرت دريافت نكنند. در ضمن لازم است كه ميثاق اخلاق روزنامه نگاري منعقد شود و فعالين عرصه مطبوعات قبل از آغاز كار خود آن قسم نامه را قرائت و امضا نمايند.

 

× يعني روزنامه نگاران نبايد وارد كارهاي سياسي شوند؟

 

چرا  حتما لازم است كه وارد شوند و آگاهي بخشي نمايند اما روزنامه نگار بايد به دنبال حقيقت باشد و جانبداري غيرمنطقي نكند. در مورد اختلا‏‏ف «عطارزاده/ افراشته» روزنامه‌هاي بوشهر خوب عمل نكردند.

 

× نظر شما در باب اختلاف عطارزاده و افراشته چيست؟

 

اگر محافظه كاران تا قبل از انتخابات نهم رياست جمهوري همگي متحدين پيرو و يگانه بودند با انتخاب احمدي‌نژاد و شكل گيري طيف نئومحافظه كار در ايران يگانگي اين طيف از هم گسست و دوگانگي عميقي در محافظه كاران شكل پذيرفت. دلخوري ناطق نوري و قهر او از ائتلاف محافظه كاران و سپس تنها گذاشتن لاريجاني با اينكه نماينده ائتلاف بود و كنار كشيدن محسن رضايي و شكاف «قاليباف/ احمدي‌نژاد» كه تاكنون نيز ادامه دارد نشان دهنده عدم اتئلاف در بين محافظه كاران است. بر اين اساس محافظه كاران  كه قدرت خود را از اتحاد داشتند اكنون حتا  از ائتلاف نيز برخودار نيستند. اين وضعيت به اولين شكست طيف نئومحافظه كار در انتخابات دور سوم شوراي شهر در  حوزه كلان ملي و  خرد محلي انجاميد و امتداد اين شكاف در بوشهر نيز به شكاف «افراشته/ عطارزاده» ختم شد.

 

واقعيت اين است كه مجلس هشتم خود را دايه دولت نهم مي‌پندارد كه عملكرد «با هنر» معاون اول مجلس در تعيين و جابجايي وزرا و يا استيضاح آنها در همين راستا نشان دهنده اين موضوع و تلفيق قواي مقننه و قواي مجريه در اين برهه  است. عطارزاده نيز متأثر از اين فضا نفوذ زيادي در دولت دارد تا آنجا كه عطارزاده‌ي عضو قوه مقننه بيش از افراشته نماينده ارشد دولت در بوشهر در نزد دولت نهم و رئيس جمهور محبوبيت و مشروعيت دارد. به نظر مي‌آيد اگر عطارزاده در بركناري افراشته مغرور از جايگاه خود در دولت نمي‌شد و غوغا و جنجال آفريني نمي‌كرد تا وزير كشور در برابر وي موضع بگيرد چه بسا اكنون مدت­ها بود كه استاندار بوشهر تغيير پيدا كرده بود. اما عطارزاده مغرور از نفوذ خود در دولت احمدي‌نژاد به گونه‌اي رفتار نمود كه حفظ افراشته براي وزير كشور نماد اقتدار وزير شد و بركناري وي نشان از ضعف وزير شمرده مي‌شود و به همين دليل عطارزاده توانمند در تغيير استاندار با جنجال­هاي مطبوعاتي و غوغا سالاري توانست پايه‌هاي ماندگاري افراشته را محكم نمايد. تا اين مثل در هزاره‌ي سوم نمونه‌اي عيني پيدا كند كه: عدو شود سبب خير!

 

× با اين اوصاف شما افراشته را ماندگار مي‌بينيد؟

 

بله، ماندگاري افراشته بر مسند استانداري بوشهر براي وزير كشور وضعيت حيثيتي پيدا كرده و به همين دليل نيز  عطارزاده به سراغ معاون سياسي امنيتي استانداري رفته است و البته عطارزاده دوباره براي اين كار هم بجاي بهر‌ه‌وري از سياست ورزي پنهان و پشت پرده از همان روش ناكام در تغيير افراشته استفاده كرد و در نتيجه به نظر مي‌آيد بركناري زينبي نيز به روال همان مشكل افراشته پيش رفت اما ساز  و كار و كنش واكنش‌هاي دولت نهم به گونه‌اي است كه حساب و كتاب بردار نيست و ديديم كه عطارزاده بالاخره زينبي و چند مدير را حذف كرد.

 

(× چرا عطارزاده از اين روش استفاده مي‌كند؟

 

عطارزاده از عرصه‌ي خبرنگاري آن هم مدل كيهاني به پارلمان راه يافته و همان روش تهمت و افترا به رقيب بدون داشتن مستندات را در پارلمان نيز پي گيري كرده  و گرچه خود به شخصيت رسانه‌اي پارلمان هفتم تبديل شده اما قدرت تأثيرگذاري او را نيز در برخي موارد تضعيف كرده است. اگر عطارزاده از  مورد  افراشته  درس عبرت بگيرد مي‌تواند در آينده نه با رانت زور بلكه با رانت تزوير بهره‌ي دلخواه خود را در قدرت از نوع ايراني آن كسب نمايد. اگر عطارازده زور و سلطه خود را بر افراشته استمرار نمي‌داد و او را ناچار به ابراز موضع مقاومت نمي‌كرد افراشته نيز هنوز يار غار او بود، اما عطارزاده اينگونه رفتار نكرد و فريادها و تلاش­هاي او در ادامه براي حذف استاندار ضعف او را در سياست ورزي نمايان نمود.)

 

× وضعيت عطارزاده و اصولگرايان بوشهر در انتخابات مجلس هشتم چگونه است؟

 

وضعيت عطارزاده و اصولگرايان بوشهر در انتخابات مجلس هشتم متأثر از اختلافهاي «عطارزاده / افراشته» است. به نظر مي‌آيد شكاف «قاليباف/ احمدي‌نژاد» در عرصه ملي در بوشهر نيز خود را به صورت مدل كوچكتر آن يعني شكاف «افراشته/ عطارزاده» نمايان ساخته كه در انتخابات مجلس هشتم اين تقابل اصولگرايي در شكاف «جمهيري/ عطارازده» خود را نمايان مي‌سازد. البته هر چه به ايام انتخابات نزديك‌تر شويم اين شكاف در ظاهر كمتر مي‌شود ولي در واقع اين فقط ظاهر آن است و پس از آن با مشخص شدن نتيجه، شكاف آنها عميق‌تر و يا در همان وضعيت قبل مي‌ماند؛ اگر عطارزاده انتخاب نشود كه بسيار محتمل است  شكاف به صورت حداكثري خود را نمايان مي‌سازد و اگر به احتمال كم نيز عطارزاده انتخاب شود مجدداً شكاف به صورت حداكثري خود را نمايان مي‌سازد و عطارزاده با انرژي‌اي مضاعف به پي‌گيري انتقام خود ادامه مي‌دهد.

 

× اصلاح طلبان در چه وضعيتي هستند؟

 

وضع اصلاح طلبان نيز چه در كشور و چه در بوشهر شبيه هم است. يعني ضعف و اضطراب آنرا فراگرفته است. از سويي اضطراب از رد صلاحيت اكثري اردوگاه اصلاح طلبان به ويژه اصلاح طلبان پيشرو را فرا گرفته و آنها را مجبور به پذيرش ائتلاف از سر اجبار با اصلاح طلبان سنتي مي‌كند و از ديگر سو نيز حزب اعتماد ملي و مهدي كروبي از ائتلاف خودداري مي‌كند و در نتيجه ترس از تكرار انتخابات نهم رياست جمهوري نيز آنها را فرا گرفته است.

 

در بوشهر نيز همين وضعيت بر اردوگاه اصلاح طلبان حاكم است. تجربه ناكام اصلاح طلبان سنتي در بوشهر  در زمان تصدي استانداري تبادار و توقعات پاسخ نگرفته آنان از محمددادفر در دوران نمايندگي مجلس ششم، آنها را بيش از آنكه به فكر نماينده‌اي توانا نمايد در فكر علم كردن نماينده‌اي عليه تبادار و دادفر نموده است.در ضمن به زعم آنها هزينه‌ها و تلاشهاي آنها در ايجاداصلاح طلبي در بوشهر به نماينده شدن دادفر انجاميده و تبادار نيز از همين منظر به مسند رسيده ولي تبادار و دادفر  نمك خورده و نمكدان شكسته‌اند و در تصور اين طيف اصلاح طلب، يك نفر دوبار از يك سوراخ گزيده نمي‌شود و يا آزموده را آزمودن خطاست. همين طرز تفكر است  كه گفتمان اين طيف اصلاح طلب را شكل داده و  از ايجاد گفت و گو و رسيدن به نقطه نظر مشترك جلوگيري مي‌كند. اعلام رئيس ائتلاف اصلاح طلبان در استان بوشهر كه بدون نمايندگان اين طيف صورت گرفته نشان از اين شكاف مي‌دهد و همچنين انتشار انتقاد به اين ائتلاف در هفته نامه نصير نيز  حاكي از حاد بودن اين شكاف مي‌كند. به زعم من اين ائتلاف شدني نيست و كاركرد هر دو معطوف به اختلاف است و با اين واقعيت هر دو بايد تلاش نمايند  استراتژي تفكيك شده خود را براي انتخابات تعيين نمايند.

 

× در عدم شكل گيري ائتلاف شما بيشتر گناه را بر گردن طيف سنتي مي‌اندازيد و طيف پيشرو را كمتر نقد مي‌كنيد علت چيست؟

 

به نكته‌ي بسيار مهمي اشاره كرديد. واقعيت اين است كه طيف پيشرو استان تلاش مي‌كند بهره‌برداري را از اكثريت كسب نمايد و به همين دليل گرچه ظاهرا تبعيت از عقل جمعي حكم مي‌كند كه طيف چپ سنتي از اكثريت تبعيت نمايند و لوازم دموكراسي را بپذيرند اما حضور دادفر در مركز و كسب نمايندگي احزاب دوم خرداد و صدور حكم اين احزاب براي نزديكان هم فكر و همه راي خود ترازو را از وضعيت عادلانه در وزن كشي خارج كرده است. دادفر كه به واسطه حضور در مجلس ششم داراي وجه كاريزماتيكي در حوزه عمومي بوشهر و سياسيون و مسئولان  استان پيدا كرده تلاش خود را بيشتر نه معطوف به اصل اصلاحات و آرمانهاي اصلاح طلبي نموده كه مهم براي او بيشتر كسب قدرت است.  او در اين راه هم از مديران دوران نمايندگي خود و صدارت تبادار بهره مي‌برد و هم از وجه كاريزماتيك نقد نشده خود كه البته مطبوعات در اين ميان مقصرند.

 

× اما شما در چند هفته پيش در هفته نامه نيمروز محمد دادفر را با محمد خاتمي مقايسه كرديد و او را كاريزماي محلي يا محمد محلي بوشهريها ناميديد؟ در اين مورد شرح مي‌دهيد؟

 

اين نقد به من نيز وارد است. من در سلام جنوب تصميم به مجموعه گفت و گوهايي با عنوان خانه شيشه‌اي گرفتم كه متأسفانه سلام خداحافظي كرد ولي در هفته گذشته گفت و گويي صريح با دادفر داشتم و اين گفت و گو براي من نكات حيرت انگيزي داشت كه متأسفانه اين گفت و گو منتشر نگرديد. من در سرمقاله نيمروز نوشته‌ام كه دادفر  كاريزماي محلي است و هنوز نيز بر اين باورم ولي به نظرم مسئوليت روزنامه نگاران مي‌طلبد كه كاريزماهاي كاذب را مورد نقد قرار دهند تا عرصه عمومي دچار فريب و يا اشتباه نشود .

 

×‌پس به نظر شما به طيف پيشرو هم نقد وارد است؟

 

واقعيت اين است كه بر آنها نيز نقد وارد است چرا كه جلسه ائتلاف آنها به واسطه عدم دعوت از برخي احزاب اصلاح طلب مشروعيت كافي را  ندارد زيرا براي اين ائتلاف، دو حزب را سريع السيري تعريف كرده‌اند و صاحب راي نموده‌اند و مي‌توان به اصلاح طلبان منتقد كه خود را اصلاح طلبان مردمي ناميده‌اند حق داد كه در برابر اين طيف موضع بگيرند. البته به نظرم هنوز در كشور اصلاح طلبان پيشرو منطقي‌تر و محق‌ترند اما اگر جلسه ائتلاف اصلاح طلبان پيشرو از آنها نيز دعوت مي‌كرد و پس از راي گيري كار خود را ادامه مي‌داد اين نقد بر آنها وارد نبود. به نظرم در كشور و بوشهر اصلاح طلبان پيشرو  بايد بدون توجه به طيف سنتي كار خود را پي بگيرند و شايد و شايد و شايد  در صورت تأئيد اتفاقي غيرقابل باور بيافتد.

 

× پس به زعم شما ليست اصلاح طلبان در بوشهر واحد نيست؟

 

بله، به احتمال زياد اصلاح طلبان دوليست دارند. ظاهر قضيه حاكي از اين است كه با عدم حضور دادفر دوگانگي «قائدزاده/ تبادار» نمايش شكاف اصلاح طلبان  است كه شايد  با عدم حضور تبادار و يا رد صلاحيت وي به دوگانگي«قائدزاده/ جميري» بيانجامد. و يا «قائدزاده / x » در هر صورت اين دوگانگي به قوت خود باقي است و يا اينكه اصلاح طلبان پيشرو كه اكنون ائتلاف استان را تشكيل داده‌اند تسليم اصلاح طلبان سنتي شوند و يا اينكه حتما يك نفر هماورد قائدزاده است در هر صورت وضعيت اصلاح طلبان به دوليست مي‌انجامد كه چه بسا اين وضعيت به پيروزي يك فرد غيرسياسي بيانجامد.

 

× چرا غيرسياسي؟

 

نگاه كنيد شكاف و دوگانگي در هر دو طيف سياسي به چشم مي‌خورد و رأي آنها نصف شده و هر دو از راي حداكثري برخوردار نيستند. هر فرد غيرسياسي كه در يك وضعيت نرمال به واسطه غيرسياسي بودن مي‌بايست در ته جدول اقبال قرار گيرد چه بسا از اين شكاف بهره برده بتواند از اين شكاف نتيجه دلخواه را كسب نمايد.

 

البته اين احتمال زياد هم قوي نيست ولي به زعم من چه هر فرد غيرسياسي و چه كانديد اصلاح طلبان پيشرو يا اصلاح طلبان سنتي و حتي كانديد اصولگرايان! هر كدام بتواند خود را كانديداي تقابلي با عطارزاده قرار دهد با اقبال عمومي بيشتري روبرو خواهد شد. عطارزاده برگ برنده اين انتخابات است.

 

× در يادداشتي در پيام عسلويه مجلس هشتم را پارلمان يا سازمان ناميده بوديد در اين زمينه بيشتر شرح مي‌دهيد؟

 

نگاه كنيد در آن يادداشت من دلايل اين توصيف را ذكر كرده بودم و دوباره براي شما عرض مي‌كنم. در وضعيت فعلي ايران در مصاف با جامعه بين‌المللي، نتيجه انتخابات مجلس هشتم مي‌تواند كاركردهاي دوگانه‌اي داشته باشد:‌اگر مجلس هشتم به دست اصولگرايان بيافتد كه احتمال زياد همين اتفاق صورت مي‌پذيرد تنش داخلي بين قوا كم مي‌شود اما فشار خارجي و بين‌المللي و يا چه بسا حمله نظامي به كشور صورت مي‌پذيرد. واقعيت اين است كه مجلس هشتم در دست اصولگرايان بيش از پي گيري امور پارلماني و كاركرد نظارتي از نوع آن بيشتر به سازماني در خدمت دولت در مي‌آيد و در يك فضاي تماما تأئيد تهديدات خارجي افزايش مي‌يابد. اما اگرمجلس هشتم به دست اصلاح طلبان بيافتد كه احتمال آن بسيار كم است و حتي مي‌توان با قاطعيت آن را محال دانست، بحران و تهديدات خارجي كمتر مي‌شود و اما در عرصه داخلي نيز تنش بين مراكز قدرت شدت مي‌يابد.

 

× چرا به احتمال پيروزي اصولگرايان قطعيت مي‌دهيد؟

 

نگاه كنيد ما در يك وضعيت خاص تاريخي هستيم. در اين وضعيت انسانها بيش از آنكه تابع واقعيت باشند اسير دنياي مجازي و وانموده‌ها هستند. «ژان بودريار» فيلسوف كه مدتي پيش درگذشت مبدع اين نظريه بود و چند كتاب در اين زمينه منتشر نمود. واقعيت اين است كه عصر انقلابها بسر آمده و مردم همانند زمانهاي پيش در سرنوشت خود تأثيري ندارند و براي تغيير و تحولات در يك كشور دولتهاي كشورهاي ابرقدرت بيش از مردمان آن جغرافيا سهم دادند. متأسفانه در اين وضعيت انتظار از حوزه عمومي آن هم در كشوري كه فاقد جامعه مدني است و بيشتر بر اساس رفتارهاي توده‌اي عمل مي‌كند انتظاري عبث است.

 

به نظر من تنها در صورت ايجاد يك وضعيت ويژه اصلاحات در ايران كه احتمال آن از بين رفته مي‌توان از موج تغييرات و تهديدات كشورهاي ديگر جلوگيري كرد. پديده دوم خرداد اگر در ادامه مستمر مي‌شد چه بسا الان شايد وضعيت بگونه‌اي بهتر بود اما با حضور رئيس جمهوري پست مدرن همچو احمدي‌نژاد كه كاركردي به نفع وانموده‌هاي دنياي پست مدرن دارد. نمي‌توان انتظاري براي اصلاحلات و كمتر شدن تهديدات داشت.

 

در جهان حاضر همانقدر كشور ما در انتخابات آمريكا سهم دارد كه ديپلماسي آمريكا تأثير خود را بر تحريم و يا اقبال عمومي در انتخابات نشان مي‌دهد.

 

به زعم من مجلس هشتم، مجلسي اصولگراتر از مجلس هفتم است و سياست‌هاي دولت نهم را به صورت راديكال‌تر تأييد و همراهي مي‌كند واصلاح طلبان در سايه پس از آن وارد خاموشي بيشتري مي‌شوند.

 

×‌ فكر نمي‌كنيد با بهره بردن از ايده وانموده‌هاي «بودريار» واقعيت‌ها را ناديده مي‌گيريد؟

 

نه! اصلا، من فكر مي‌كنم در عصر حاضر چيزي به نام واقعيت وجود ندارد و تصور ما از هر چه كه واقعيت مي‌دانيم بيشتر وانموده‌ي آن است و واقعيت در پس پشت انباشت اخبار و تصاوير اطلاع رساني پنهان شده است. ابرهاي وانموده در جهان جديد آفتاب واقعيت را پنهان نموده‌اند به آنگونه،‌كه ما در تصور اينكه شب است درك درستي از زمان نداريم كه زمان تاريك پيش رو روز است اما ما در توهم شب واقعي،‌ روز را انكار مي‌كنيم.

 

نگاه كنيد بوش و بلر جنايتكاراني مهيب‌تر و پليدتر از هيتلر و موسوليني هستند اما رسانه‌ها از آنها چهره‌هايي ساخته‌اند در خدمت دموكراسي و عليه تروريزم در صورتي كه اين دو نفر بايست در دادگاه جنايات جنگي محاكمه شوند ولي مي‌بينيم همين دو نفر به واسطه تسلط بر رسانه‌هاي بزرگي كه هژموني بر جهان پست مدرن دارند نقطه‌هاي مقابل خود را شكل مي‌دهند و آنها را وحشتناك توصيف مي‌كنند تا جنايت خود را مشروع جلوه دهند. آنها حتي كشوري مثل كره شمالي را با رسانه‌ها تسليم مي‌كنند تا كره شمالي غير مسلمان از ليست محور شرارت خارج شود و آنها بتوانند بر طبل جنگ با ترورزيرم بنياد گراي اسلامي بكوبند. يا در چند سال پيش ديديم كه چگونه كودتاي و نزوئلا يك روز بيشتر دوام نياورد. علت اصلي آن وضعيت خاص سياسي آن كشور و يا تمايل مردم نبود بلكه اين كودتا مي‌توانست رسانه‌ها را به خود مشغول كند و استراتژي توجه و تأكيد و تيتر اول بودن تروريزم و بنياد گرايي اسلامي را كمرنگ نمايد. به همين دليل است كه نمي‌توان با اميدهاي عبث در اين دنيا وارد شد. اگر اصلاح طلبان اين مهم را درك مي‌كردند و تسليم شرايط نمي‌شدند شايد اينگونه با بحران روبرو نمي‌شدند.

 

× پس تغيير و تحولات داخلي مثل استعفاي لاريجاني را چطور تفسير مي‌كنيد؟

 

به نظر من هيچ تغيير و تحولي در كشور جلوي پيشرفت استراتژي نقشه راه و خاورميانه جديد را نمي‌گيرد و هر تغيير و تحولي با توجه به ايده‌ي بودريار واقعي نيست و همه در خدمت وانموده‌ها هستند كه هدايت آن به دست رسانه‌هاي تحت اختيار ميليتاريست‌هاست و اين خيلي تأسف بار است.

 

× پس نگاه شما به دولت نهم كاملا انتقادي است؟

 

ـ بله، كاملا انتقادي است چرا كه از استمرار اصلاح خواهي ايرانيان جلوگيري نمود و سيكل تكرار «مشروطه/ مطلقه» مجددا به وقوع پيوست.

 

× اما در عرصه‌هاي ورزش در دولت نهم اتفاقاتي مثبتي افتاده است آيا اين موضوع نشان دهنده تأثير مثبت دولت نهم نيست؟

 

ـ با نظر شما موافقم اما با جرح و تعديل و تغيير گفتمان چرايي آن. به نظر من علت اصلي اين موضوع دولت نهم است اما نه با تأويلي از كاركرد مثبت كه اتفاقا اين پيروزي‌هاي جديد ورزشي از لحاظ آسيب شناسي اجتماعي زنگ خطر را به صدا درآورده است.

 

× پيروزي‌هاي ملي و زنگ خطر اجتماعي؟ مگر مي‌شود؟

 

­ـ بله،‌دقيقا. نگاه كنيد در ابتداي دولت خاتمي نيز اين وضعيت شكل گرفت و تيم‌هاي  ملي ايران نتايج مثبت و قابل قبولي را گرفتند اما ديديم كه با افول اصلاحات وضعيت ورزشي ما نيز دچار ضعف و افول گشت و در نتيجه آن شكست‌هاي تحقير آميز در عرصه ملي ورزش ما را فرا گرفت. جامعه ايراني با نااميدي از دولت اصلاحات رويكرد تحريم و راي به احمدي‌نژاد را در پي گرفت و با اين تصميم جامعه پس از آن دچار بي‌تفاوتي نسبت به پيرامون شد و در نتيجه آن افراد ايراني مدل رومانيايي را در پيش گرفتند و بي خيال عرصه سياست و تغيير و تحولات آن شدند در نتيجه اين رويكرد جديد مد لباس،‌ دكور اتاق‌ها،‌تب خريد و لوكس كردن اتومبيل، جراحي بيني همه را فرا گرفت. متأثر از اين رويكرد اجتماعي عرصه ورزش و هنر و دانش نيز به عرصه‌اي نارسيستي و خودشيفته تبديل شد و افراد جامعه تنها براي پيشرفت شخصي، تمركز خود را بر فعاليت هنري و ورزشي شخصي خود  نشان دادند و در نتيجه ورزش‌ها گرچه نتايجي ملي هستند ولي در اصل پيروزي‌هاي شخصي و محلي هستند و حكايت از بي تفاوتي و بي خيالي افراد جامعه مي‌كند.

 




چاپ این مطلب |ارسال این مطلب | دفعات بازديد 370

نظرات


ژانویه 29, 2008 - 02:51
http://www.webgozar.com/smsvote/Result.aspx?code=21074

http://www.webgozar.com/smsvote/Result.aspx?code=21074

بزرگترین سایت رای در استان.کاملا علنی

اضافه کردن نظر جدید
:       


 
admin
فهرست عناوين

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه عسلويه می باشد. استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

Powered by Parsis Co

Page created in 0.599184989929 seconds.