مناظره مجازی حمید موذنی و عبدالخالق قایدی
پیام عسلویه : حمید موذنی روزنامه نگار منتقد بوشهری اخیرا در اقتراح پایگاه خبری ارم نیوز به سوالات خبرنگار این رسانه پیرامون کناره گیری خاتمی از انتخابات ریاست جمهوری آینده و همچنین اعلام آمادگی میرحسین موسوی برای رقابت در این دوره ی انتخابات پاسخ گفته است . اظهارات موذنی که همچنین در وبلاگ شخصی وی نیز منتشر شده است بازتاب مختلفی در محافل سیاسی استان و همچنین برخی رسانه های استانی ملی داشته است .عبدالخالق قایدی یکی از فرهنگیان وبلاگ نویس بوشهری که ساکن شهر بردخون از توابع بندر دیر می باشد نیز در وبلاگ شخصی خود با نگاهی دیگر به به اظهارات حمید موذنی پاسخ گفته است . پیام عسلویه به منظور ایجاد فضای دیالوگ و گفت و گو در عرصه ی رسانه ای و همچنین بازتاب نظرات و دیدگاههای مختلف متن این دو نوشته را تقدیم خوانندگان محترم می نماید . لازم به ذکر است خبرگزاری فارس نیز متن تلخیص شده ی پرسش و پاسخ های ارم نیوز و موذنی را قالب گفت و گویی چند روز پیش بر روی خروجی خود قرار داده است.
حمید موذنی :عیدی خاتمی به اصلاح طلبان سردرگمی و نومیدی بود
انصراف خاتمی را چگونه ارزیابی میکنید؟
خاتمی با انصراف خود، بدترین وضعیت ممکن را برای طرفداران اصلاحات ایجاد نمود و به وضوح پایان پروسه ی اصلاحات از نوع خاتمی را رقم زد و یا از طرفی بهترین تصمیم برای مخالفان اصلاحات با انصراف خاتمی انجام گرفت. هدیه ی نوروزی خاتمی به اصلاح طلبان سردرگمی و نومیدی بود و از سویی دیگر خاتمی به بنیاد گرایان تمدید قدرت و امیدواری، عیدی داد.خاتمی از آغاز اصلاحات دوم خرداد 76 تا کنون اصرار دارد و اعلام نموده که من گزینه ی مورد نظر اصلاحات نیستم ولی گفتمان تغییر طلب جامعه ایرانی از سال 76 به مدت هشت سال او را به ریاست جمهوری نشاند و اکنون نیز گقتمان مظلومگرای ایرانی و همچنین اصلاح طلبان دولتی که قصد نقب میانبر به کسب قدرت را داشتند او را مجبور به کاندیداتوری مجدد کردند. واقعیت این بود که خاتمی کاندیدای رای آوری بوده و دارای حداقل ریسک برای پیروزی اصلاح طلبان به شمار می آمد. نکته ی جالب این است که خاتمی با درک این مهم که در صورت حضور ، پیروز می شود از رقابت کناره گیری کرد.
خاتمی با انصراف خود به جای وحدت اصلاح طلبان به انشقاق ، چند دستگی ، سر درگمی و حتا قهر رای دهندگان و طرفداران کمک کرد. قبل از انصراف خاتمی ، رای دهندگان، کاندیدای خود را از بین خاتمی و کروبی انتخاب کرده بودند . طرفداران هر دو نیز تنها نگران این بودند که کاندیدای خود کنار برود ویا امیدوار که آن یکی کاندید اصلاح طلب کنار بکشد.در اصل خاتمی و کروبی گزینه ی دو گانه اصلاح طلبان بودند و هر کدام که کنار میکشید باید در جهت پیروزی اصلاح طلبان، به نفع آن دیگری و در اصل اصلاحات، انصراف خود را اعلام می نمودتا به تجمیع آرا اصلاح طلبان و یک کاسه کردن آن یاری برساند.خاتمی اما دست به کار عجیبی زد و به جای خود، کاندیدی ناشناس و غیر اصلاح طلب را معرفی کرد تا اردوگاه طرفداران خود با چند دستگی روبرو شود.در حالیکه عبدالله نوری اعلام کرده بود با حضور خاتمی در رقابت شرکت نمی کند اما خاتمی به فعال شدن دوباره طرفداران نوری برای حضور کاندیدای خود و یا تحریم کمک رسانده است.خاتمی با اعلام انصراف خود و معرفی میر حسین عملا آب به آسیابان مخالفان اصلاحات ریخت و احتمال برد حداکثری را به باخت حداکثری تعویض نمود.
خانمی با انصراف خود به آرمان های اصلاحگری و تحول خواهی ایرانیان پشت کرد. هر فردی حتا مخالفان و منتفدان خاتمی نیز در سفر تبلیغاتی او به بوشهر و دیدن خیل عظیم مردم مشتاق متوجه شدند که خاتمی کاندیدای بدون رقیب و پیروز انتخابات است. خاتمی خود نیز بیش از هر کس دیگری این مهم را که بسیار عیان بود درک کرد اما مشخص نیست که او چرا برد 99% را به یک درصد احتمال باخت تعویض نمود. خاتمی گرچه بصورت واقع کف اصلاحات ایران بود و عملکرد او در دوره ی هشت سال ریاست جمهوری خود به ویژه چهار سال آخر بسیار مورد انتقاد است اما بازی سیاست حکم می کرد او را که محبوبیتی عامه و متاثر از مظلوم دوستی ایرانیان دارد یاری کرد تا رییس جمهور دهم شود تا شاید یازدهمی بهتر ، پیش رو باشد. طنز قضیه در این است که خاتمی از ترس این که مبادا پس از او یازدهمی مثل نهم نیاید و شرمنده ی مخالفان خود شود عرصه را می خواهد به میرحسین یعنی دهمی بسپارد که شبیه نهم باشد. برخی تحلیل گران نسبت به انصراف خاتمی گمانه زنی می کنند که خاتمی رضایت حضور را گرفت و سپس اعلام حضور نمود و در ادامه عدم رضایت شنید و انصراف داد. برخی نیز عدم شجاعت او را دلیل انصراف می دانند اما هرچه هست خاتمی ثابت کرد که مرد میدان نیست و عرصه را درست در لحظه ای که نیازمند اوست ترک می گوید.
خاتمی همچنین با انصراف خود ثابت نمود که سی سال صدارت او در نظام جمهوری اسلامی و هشت سال تجربه ی ریاست جمهوری، او را به یک فرد سیاسی تبدیل نکرده و به همین دلیل ، کنش ها و واکنش های او سرشار از گاف های سیاسی و نتایجی معطوف به مصیبت برای مردم و اصلاحات است. خاتمی ، گرچه در بیانیه ی انصراف خود شعار اخلاق سر داده و دم از اخلاق گرایی زده اما این ادعا تنها روکشی سطحی بر بی اخلاقی اوست. خاتمی، در واقع برای میرحسین موسوی و مخالفان اصلاحات، اخلاق گرایی بخرج داده اما برای اصلاح طلبان و طرفداران امیدوار خود ، بی اخلاقی کرده است. در اصل خاتمی با انصراف خود، از اصلاحات انصراف داده است نه از کاندیداتوری خود.
این دوره از انتخابات برای اصلاح طلبان مثل ضربات پنالتی در یک بازی حذفی بود که خاتمی به راحتی در دقیقه 120 یک گل به خودی را زد تا نتیجه به پنالتی هم نکشد. اعلام حمایت خاتمی از میر حسین در انتخاباتی که چه بسا سر نوشتی مثل انتخابات نهم داشته باشد ، بهترین مستمسک برای پیروزی میر حسین اصولگراست که با آدرس غلط خاتمی ،اصلاح طلب شمرده میشود. در اصل ،میرحسین، احمدی نژادِ قشنگ ترست اما رییس جمهور شدن او از احمدی نژاد نیز برای اصلاحات مضر تر است. خاتمی با این کار خود خاتم اصلاحات شد.!
با آمدن میر حسین آینده اصلاحات را چگونه ارزیابی می کنید؟
یاسمینا رضا، روشنفکر و نویسنده فرانسوی، در آخرین اثر ادبیات داستانی خود که به رییس جمهور شدن نیکلا سارکوزی می پردازد ؛ در جایی از رمان نوشته است:بدترین خطر این است که هیچ خطری نکنی.خاتمی، درست در کنش و واکنشهای سیاسی خود با عافیت طلبیهای از سر ترس و عدم ریسک و پذیرش حداقلی از خطر ، خطرناکترین تصمیمات را علیه اصلاحات گرفته است. خاتمی مرد سیاست نیست و هیچ خطر و ریسکی را انجام نمیدهد و نتیجه آن سریال باختهای اصلاح طلبان است. با روی کار آمدن دولت نهم ، اصلاحات نیمه جان شد اما با انتخاب میر حسین به عنوان کاندید اصلاح طلبان، اصلاحات را باید دفن کرد. روی کار آمدن دولت نهم و کاندیداتوری میر حسین موسوی ،هر دو متاثر از عملکرد بد خاتمی است. احمدی نژاد به واسطه تضاد عریانی که ایجاد کرده ،شور و نشاطی در جامعه به وجود آورد که فضا کاملا دو قطبی گردید و خاتمی به راحتی می توانست پیروز انتخابات باشد اما میر حسین با آدرس غلطی که خاتمی داده ،فضا را از حالت دو قطبی خارج میکند و با دماگوژی( فریب) سیاسی، داخل و خارج از کشور را سر در گم و گیج و مبهوت میکند. میر حسین، بدترین گزینه برای اصلاحات است . او این توانایی را دارد که فضای سیاسی داخل کشور را اصلاحات زدایی نماید و با کلام دوپهلوی خود عرصه را تک قطبی کند و هم اینکه جهان را سر در گم می نماید. با آمدن میر حسین، آینده ای را برای اصلاحات نمی توان متصور شد جز پایان اصلاحات.
آیا میر حسین موسوی آلتر ناتیو مناسبی برای محمد خاتمی است؟
نا مناسب ترین آلتر ناتیو برای خاتمی، میر حسین است . حتا محمود احمدی نژاد بواسطه مخالفت صریح و عریان خود با اصلاحات، پاد اصلاحات تولید میکند که برای اصلاحات مفید است و گفتمان اصلاحات را زنده نگه می دارد اما میر حسین تنها ترمیناتور( نابودگر) اصلاحات است .خاتمی بزرگترین گاف سیاسی خود را با این تصمیم اعلام نمود اما در ادامه با حمایت از میر حسین نشان داد که منافع اصلاحات و مردم برای او اهمیتی ندارد.
میر حسین در کل زمان اصلاحات ، 18 تیر و تعطیلی فله ای مطبوعات و ... در حال نقاشی کردن بر بوم بود و یا در حال فکر کردن در مورد اجرای یک پروژه معماری برنده شده بدون استعلام! اکنون نیز خاتمی بدون استعلام قرار است معماری اصلاحات را به میر حسین بسپارد تا او آنرا انجام دهد و متاسفانه ، خاتمی این رانت را به او داده تا میر حسین، معماری دیگری را به جای آنچه مد نظر مردم است به سرانجام برساند.در اصل خاتمی کاری کرده که عبدالله نوری با حضور در رقابت انتخابات ، حتما رد صلاحیت می شود تا مسیر رییس جمهور شدن میر حسین هموار باشد . میر حسین، آرا اصولگرایان را دارد و آرا اصلاح طلبان را اگر هم نداشته باشد خاتمی کاری کرده که میتوان ادعای آنرا داشت.
متن جوابیه ی عبدالخالق قایدی
اگر چه توان و دقتم بر این بود که سیاسی کردن وبلاگ در برنامه کاریم قرار نگیرد اما پست جدید دوست عزیزم جناب آقای حمید موذنی با عنوان((موقعیت تاریخی اصلاح طلبان و تاثیر پروانه ای آن))که در وبلاگ شخصی ایشان(http://www.modaara.blogfa.com ) و برخی هفته نامه های محلی استان درج شده بود و در مواردی موضعگیریهای خصمانه نسبت به سید محمد خاتمی داشت، من را وادار به پاسخگویی کرد.
در این پست مخاطبان عزیزم را به قضاوت فرا می خوانم.
نقد و ویژگی های مربوط به آن هم چون خصلت نقد کردن و نقد پذیر بودن ، موضوعی است که این روزها محل اختلاف در جامعه ما شده است.تا آن جا که آموزه های مذهبی به ما آموخته اند ، مسئولیت در برابر جامعه و افراد ما را مجاب به تلاش برای اصلاح امور می نماید. اگر این هم نبود تعصب میهنی مان وادار می کند که نسبت به سرنوشت کشورمان حساس باشیم.
اگر از نگاه رسانه ای بخواهیم به این مسئله بپردازیم باید گفت آن چه امروز در عرصه ی رسانه های سیاسی کشور می گذرد ، بیشتر نگاه منفعت جویانه نقد کننده و از سوی دیگر گارد بسته نقد شونده است و کم تر فضای اخلاقی نقادی علی الخصوص در سپهر سیاسی کشور حاکم است.
آن چه در جامعه ما رواج پیدا کرده است ، انگ زدن آسان و تخطئه نمودن و از دیگر سو ایجاد فضای تخریب و نقد غیر منصفانه است.
مواردی که از نقد آقای موذنی نسبت به دکتر خاتمی برداشت می شود شامل ویژگیهای ذکر شده می باشد.
آقای موذنی در بخشی از نوشته های خود خاتمی را مورد نقد قرار می دهد که" هدیه نوروزی خاتمی به اصلاح طلبان (به دلیل کناره گیری از انتخابات دهم)سر درگمی و نومیدی بود و از سوی دیگر خاتمی به بنیاد گرایان تمدید قدرت و امیدواری عیدی داد."
در جواب ایشان باید گفت:
خاتمی با انصراف خود از عرصه ی انتخابات و دادن سکان هدایت به دست موسوی آتش در خانه ی بنیاد گرایان ریخت ، زیرا که حضور خاتمی باعث می شد همه ی اصولگرایان از همه ی طیف های اصولگرا ( راست مدرن و سنتی) بخاطر شکست دادن خاتمی پشت سر یک کاندیدای واحد ( محمود احمدی نژاد) قرا بگیرند، حال اینکه هیچکدام از این حساسیتها نسبت به میر حسین موسوی وارد نیست.
ایشان در جایی دیگر از نوشته هایشان کنار رفتن خاتمی از عرصه ی انتخابات را با چنین جملاتی تعبیر می کند:
"خاتمی با انصراف خود به آرمان های اصلاح گری و تحول خواهی ایرانیان پشت کرد."
"خاتمی با این کار هم خائن به اصلاحات شد و هم خاتم اصلاحات."
"مشخص نیست او چرا او برد99درصد را به یک درصد احتمال باخت تعویض نمود."
جناب آقای موذنی
نمی دانم شما چگونه بعد از ذکر مثالی زیبا در مورد قضاوت امام علی ،اینگونه تعابیر را در مورد سید محمد خاتمی (رهبر اصلاحات ایران) بکار برده اید؟
شرایط حساس کشور نشان دهنده ی اینست که کوچکترین اشتباه از سوی اصلاح طلبان می تواند خسارت های جبران ناپذیری را هم برای این جریان فعال و هم کشور عزیزمان در پی داشته باشد.
به طور قطع دغدغه اصلاح طلبان امروز ایران اینست که ، اگر نتوانند در این دوره از انتخابات پیروزی را از آن خود نمایند باید پذیرای شرایطی باشند که می توان گفت یک انزوای طولانی مدت را برای آنها رقم خواهد زد.که چگونگی رهایی از آن شرایط را..........................
ضمن آنکه تحولات بعدی پیشرو ممکن است شرایط را به سمتی ببرد که برای همیشه جریانی که خود را پایبند به آرمانهای کشور عزیزمان می بیند ، برای همیشه از عرصه ی سیاسی و پروسه ی تصمیم سازی کشور حذف شود.
پس طبیعی است که در جهت نجات اصلاحات ، اگر سید محمد خاتمی حتی یک درصد احتمال شکست دهد جای خود را با کسی تعویض کند که احتمال پیروزیش صد درصد باشد.
آقای موذنی کنار رفتن خاتمی به نفع موسوی از عرصه ی انتخابات و تلاش وی جهت به اجماع رسیدن اصلاح طلبان را اینگونه تفسیر می کند:
"خاتمی با حمایت از میر حسین نشان داد که منافع اصلاحات و مردم برای او اهمیتی ندارد."
اما آقای موذنی بزرگوار
چنین تعبیری از یک عمل هوشمندانه، تعبیر درستی نیست.
خاتمی تا روز قبل از اعلام حضورش تاکید داشت تمام تلاشش اینست که میر حسین موسوی را برای کاندیداتوری متقاعد کند.زیرا حساسیت بر روی خودش زیاد بود ، علاوه بر اینکه خود واقف بود ، افکار عمومی سابقه 8سال جنگ و جدال در دولت و مجلس اصلاح طلبان را که به شوراها هم کشیده شد ، فراموش نکرده اند و جناح رقیب هم در این مدت سعی خواهد کرد ، کاستی ها و ضعف های این دوره 8ساله را برجسته کرده ، افکار عمومی بخصوص نسل جدید را بیشتر با آن دوران آشنا کند ، لذا کسی باید رییس جمهور می شد که فارغ از این تجربه ها برای مردم و کشور کار کند. و بدین جهت میر حسین را برای سکانداری انتخاب کرد و این بهترین ، مناسبترین ، و منطقی ترین تصمیمی بود که از رهبر توانمندی هم چون خاتمی انتظار می رفت.
جناب آقای موذنی عزیز
کشور ومردم دیگر تحمل و فرصت آزمون و خطا(برگزیدن نوری به عنوان کاندیدای واحد اصلاح طلبان) را ندارند و حال وقت آن است که خارج از تنش ها و گاف های سیاسی کسانی عهده دار امور شوند که دغدغه شان نجات کشور از بحران های فرارو و توجه به نیازها و خواسته های اساسی مردم باشد.
دوست اندیشمندم
کنار رفتن خاتمی از عرصه ی انتخابات دهم گل زدن به خودی در دقیقه 120 نیست، بلکه این اقدام اقدام سرمربی حرفه ای است که با یک تعویض طلایی کار را در دقیقه ی نود تمام می کند.
اگر چه معتقدم بر نوشته های خودم هم نقدهای فراوان وارد است ، اما چون احساس کردم که سید اصلاحات در پست آقای موذنی مظلوم واقع شده است خود را ناچار از دفاع کردن دیدم.